چكيده طرحهاي پژوهشي گروه اختلالات رفتاري و ناتواني هاي يژه يادگيري:
بررسي و مقايسه شيوه هاي فرزند پروري مادران كودكان داراي اختلالات افسردگي ،اضطراب ، وسواس و مادران كودكان عادي
مجريان : مرجان فرضي گلفزاني ، هاجر عسگري مقدم
خـانواده در رشد و پرورش اجتماعي كودك نقش بسزايي دارد . بطوري كه روابط ميـان والـدين وكودك ، انتظارات و واكنشهاي كودك را در روابط اجتماعي آينده طرح ريزي مي نمايد . در حقيقـت شيوه هاي انضباطي والدين و اينكه خانواده از چه ساختاري برخوردار مي باشد ، برحسب تعامل بين دو بعـد رفتاري والدين در تغيير است اينكه خانوده كودك محور يا بر حسب نيازهـاي والـدين را دارد و يا اينكه مركزيت شيوه كنترل كودك مي باشـد كه از رفتاري محدود كننده تا رفتاري آسـان گير متغـير است . پس محيطي كه كودك در آن رشد مي كند جايـ ـگاه ويـژه اي دارد ، چـرا كـه شخصيت كودك ابتدا در آنج ـا پايه ريزي مي شود . بنابراين والدين و ديگر اعضاء خانواده مي توانند كودك را به هر شكلي كه مي خـواهند تربيت كنند و افراط و تفريـط در شيـوه تربيتي شان منجربه رشد ناقص پرورشي و رفتاري نابهنجار در كودكان مي شود و ما در تشخيص رفتار نابهنجار مي بايست عواملي چون ، بافت ويژگيهاي والدين ، ملاحظات مربوط به رشد ، ويژگيهاي كودك و تاثيرات بافتي كه بر املاك بزرگسالان نقش دارند را در نظر بگيريم . بنابراين ريشه بسياري از مشكلات رفتاري و انحرافات شـخصيتي در كودكان را بايد د ر الگـوهاي تربيتي والـدين و ويژگيهاي آنان جستـجو نمـائيم .در اينـجا مقصـود از انجـام ايـن تحقـيق ايـن اسـت كـه : آيـا شيوه هـاي فرزنـد پــروري مـادران با وجـود اختـلالـهاي اضطرابي و افسـردگي و وسـواس در كودكـان ارتبــاط دارد و آيـا نحـوه فرزنـد پـروري آنـان بـا مـادران كـودك عـادي تفـاوت دارد يا اينكه تفاوتي ميان آنها مشاهده نمي شود . بدين منظور با استفاده از پرسـشنامه شـيوه هـاي فرزنـدپروري بـه بررسـي شيوه هاي فرزندپروري مادران كودكاني كه تشخيص افسردگي ، اضطراب و وسو اس را از طريق روانپزشك دريافت كرده بودنـد،
پرداخته شد و نتايج حاصل به شرح ذيل مي باشد :